|
اتاق 203
|
||
|
شعر |
آخرش بين مردم اين شعر تو مرا ناشناس باور كن
شاعر شعر آسماني من مانده ام در هراس باور كن
مدتي مي شود خبر دارم با من و شعرهاي من قهري
بله تنهايي عالمي دارد شاعرم آس و پاس باور كن
بعد از اينكه به رشت برگشتم بعد از اينكه دوباره برف آمد
بعد از اينكه عروس دريا را ديده ام در لباس باور كن –
منصفانه نبود چشمانم مانده روي تراس باور كن
|
|